برگشتم خونه ناهار خوردیم بعد با آجی کبری و مامان رفتیم بازار کبری خیلی وقت بود میخواست النگو بخره ..
همزمان با خرید فرهاد اس ام اس میداد ...کجایی؟ چی کار میکنی؟ با کی رفتی ؟ گفتم چطور؟
گفت میومدم ببیتمت اونم که نشد بمونه یه روز دیگه...منم ساعت رو نگا کردم دیدم ساعت 15:30 هست گفتم بهتره نیاد کفتم ok ...
ساعت 17:30 دوباره اس ام اس داد کی کارتون تموم میشه؟؟
تازه فهمیدم که ای بابااااااااااا اومده هااااااااااا
به سختی با کبری خداحافظی کردم
رفتم پیشش...فرهاد اومده بود فقط منو بخندونه برگرده...
این از گفته هاش از رفتارش معلوم بود...
فرهاد....امیدوارم لیاقت دل مهربونت رو داشته باشم...
...ساز دل...
ما را در سایت ...ساز دل دنبال میکنید
برچسب: امروز من وتو هر دو دلتنگیم,اخبار امروز من وتو,فال امروز من واقعی,برنامه امروز,ip امروز,خبر امروز,برنامه امروز, پلاس,فال امروز وفردای من,آی پی امروز,برنامه های امروز من وتو,
نویسنده:
بازدید: 10